امر به معروف، نهی از منکر


بسم الله...

 من برای اصلاح امت جدم قیام کرده ام که امر به معروف و نهی ارمنکر نمایم.

«امام حسین علیه السلام»


باید به دنبال صدایی در خودم باشم

در جستجوی کربلایی در خودم باشم

بعد از هزار و سیصد و خورشید...عاشورا

باید به فکر جابجایی در خودم باشم

زینب شوم در سعی زنجیر و صفای خون

میراث دار کربلایی در خودم باشم...

     

 پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در ضمن یک مثال ساده، فلسفه امر به معروف و نهی از

منکر و عدم منافات آن با ازادی را این طور ترسیم می فرماید: یک گنه کار در میان مردم، مانند

کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد ، به

سوراخ کردن جایگاه خویش می پردازد.اگر دیگران او را از این کار خطرناک باز ندارند، آب به

کشتی نفوذ می کند و یک باره همگی غرق می شوند.

      پیامبر با این تعبیر زیبا، منطقی بودن و لزوم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بر همگان

مجسم می سازد و حق نظارت فرد بر اجتماع را حقی طبیعی که ناشی از پیوند سرنوشت

هاست، می داند.آری، جامعه نیز بسان کشتی است. سرنشینان کشتی تنها تا حدی آزادند که

موجب هلاک دیگران نشوند. هرگاه مسافری از این آزادی استفاده نادرست کند و بخواهد با میخ

یا تیشه بدنه کشتی راسوراخ کند، همه مسافران بنا بر غریزه ی دفاعی خود به شدت با او

مبارزه می کنند و عمل او را حرکتی از روی نادانی و محدود نگری می نگرند.بی شک این کار

خطر غرق شدن و نابودی همگان رادنبال خواهد داشت. از این رو همه ی مومنان در بازداشتن

افراد از ارتکاب گناهان وزیر پا نهادن ارزش ها ی الهی، متعهد و مسئولند.

      عمل به این مسئولیت الهی انسانی، بر همه کس واجب است و در صورت کوتاهی، باید در

انتظار خواری این جهان و کیفر دردناک سرای دیگر بود.


      امام خامنه ای حفظه الله می فرمایند: همه باید امر به معروف بکنند، هم مسئولیت شرعی و

هم مسئولیت انقلابی و سیاسی شماست. امر به معروف هم مثل نماز واجب است.


      آیات زیادی در باره ی اهمیت این دو وظیفه مهم و بزرگ اجتماعی وارد شده است که در

اینجا به  برخی از آنها اشاره می شود؛ در سوره آل عمران آمده است: باید از شماها گروهی

وجود داشته باشند که مردم را به نیکویی و خیر فرا خوانند و به معروف امر کند و از منکرات باز

دارند و آنان رستگارانند(آل عمران: 104)

  

       در آیه ای از سوره توبه هم آمده است:مردان و زنان مومن، دوستان و هواداران یکدیگرند.

امر به معروف و نهی ازمنکر می کنند، نماز بر پا می دارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبر

،فرمان برداری می کنند. خداوند آنان را مورد رحمت قرار دهد که خدا عزیز و حکیم است.

(توبه:71) 

 

       افزون بر این آیات : آیه 17 لقمان، 157اعراف، 40و41 حج، و آیه ی 110 سوره آل عمران، بر

اهمیت این دو فرضیه الهی تاکیددارند که با توجه به این رهنمود ها، لازم است در سایه آموزه

های قرآنی و احیای امر به معروف و نهی از منکر ، شادابی و نشاط معنوی بیش از پیش به کالبد

جامعه دینی دمیده شود.


       در روایتی دیگر، پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله انجام این دو فرائض را مایه ی

سعادت و برکت می شمارد و بیان می کند: امت من مادام که امر به معروف و نهی از منکر کنند و

یکدیگر را بر نیکی یاری دهند، در خیر به سر خواهند برد و چون چنین نکنند، برکت ها از آنان

برداشته می شود و برخی به برخی دیگر تسلط می یابند و برای آنان، نه یاوری زمینی و نه

آسمانی خواهد ماند.

       و همچنین در سوره انفال آیه 25 آمده است:از فتنه ای که تنها به ستمکاران شما نمی

رسد، بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است.

 

  باید ها و نبادهای امروز

    در جامعه کنونی با پیشرفت امکانات ارتباطی از قبیل اینترنت،رسانه های صوتی و تصویری و

... هر روز فرهنگ اسلامی بیشتر در معرض تهاجم فرهنگی قرار گرفته است و عدم آمادگی

کافی در جوانان برای مقابله با این هجمه های فرهنگی، آسیب پذیری ایشان را بالا برده است.

بدین منظور با ورود جوانان به عرصه های جدید می بایستی به امر به معروف نگرشی کاربردی تر

صورت گیرد. اکنون که غرب با ترویج انواع مدها و پوشش ها و گویش ها سعی در ترویج و

توسعه ی بی دینی و اباحی گری دارد، امر به معروف می تواند ابزاری کارآمد در مقابله با آن

باشد. ان شائ الله.

ضمیمه 1: تو خیابون دخترخانمِ کلاه به سری رو با مامانش دیدم ، رفتم جلو بعد از سلام و ادب بهشون گفتم:خانم عزیز،باکلاه که حجاب تون کامل نیست...حیف نیست شما... تا گفتم دیدم مامانش خیلی سریع رو به دخترش گفت: دیدی،دیدی گفتم اگه اینجوری بیای تو خیابون بالاخره یکی بهت تذکر میده...ومن داشتم فک می کردم ؛اگه همین یه جمله ی ناقص که توفیق اونم از خداوند بود نمی گفتم ،وقتی این مادر و دختر به خونه  رفتن، دختره رو با مامانش می گفت: دیدی کسی چیزی بهم نگفت!!...

ضمیمه2 : موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید!به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛ همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد!ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید!از مرغ برایش سوپ درست کردند!گوسفند برای عیادت کنندگان سر بریدند!گاو را برای مراسم ترحیم کشتند!و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد!!!... 

دولت کریمه مهدوی


بسم الله...

چه انتظار عجيبي !

                  تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
                  عجيب تر كه چه آسان نبودنت شده عادت !

                                                            چه بي خيال نشستيم !
                                                             نه كوششي نه وفائي.

                                                                                    فقط نشسته و گفتيم:

                                                                                        خداكند كه بيائي ...

      


              بی شک، پیروزی نهایی از آن حزب خداست: «فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغالِبونَ» ؛ واین ظفر

همانااهتراز پرچم پر افتخار توحید بر فراز جوامع انسانی به دست حضرت بقیه الله خواهد بود؛ اما

رسیدن به چنین فتح الفتوحی هرگز سهل و رایگان نیست؛ چرا آنان که منطق فرعونی دارند، در

برابر منادی یگانه پرستی و احیاکننده ی عدالت در عرصه زندگی انسان،پیچیدن طومار استثمار

وخودکامگی را در دستور کار خود دارند و از هیچ تلاشی در این مسیر کوتاه نخواهند آمد. 


       به روشنی می توان دریافت که برای رسیدن به این نصرت الهی:فداکاری،نبرد،مبارزه،قربانی

شدن
لازم است و کسی که به حق در انتظار طلوع خورشید حکومت مهدوی است،می باید برای

چنین ایثار و نثاری نیز آماده گردد؛ وگرنه این گمان که حضرت حجت به تنهایی و از راه های غیر

عادی اوضاع را سامان بخشد و امور را اصلاح کند و آن گاه انسان ها بر سر سفره ی آماده رحمت

آن حضرت بنشینند،بی آنکه رنج جهاد در راه خدا را بر خویش هموار کرده باشند، اندیشه ای

باطل است که مشابه آن...

     دامنگیر برخی از بنی اسرائیل نیز شده بود؛ همانان که دل به آسایش و آرامش رهایی از ظلم

فرعونی خوش کرده بودند؛ اما نمی خواستند هزینه و بهای این پیروزی را بپردازند؛عافیت طلبانی

که به پیامبر خود حضرت موسی علیه السلام عرض کردند: «فَاذهَب اَنتَ وَ رَبَّکَ فَقاتِلا انّا هاهِنا

قاعِدونَ»:
پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما همین جا نشسته ایم
(مائده/24)


       آنان که با چنین اندیشه ای در انتظار حکومت امام مهدی نشسته اند و خویش را آماده ی

چنین جهادی نمی کنند، در حقیقت دوستدار امام غائب اند، نه منتظران امام قائم؛

    

    در برابر اینان، رادمردانی آزاده اند که جانِ خویش در بوته انتظار موعود و در وقت ظهور

حضرتش بسان پروانه دور وجود مبارکش گِرد خواهند آمد و او را در این جهاد مقدس یاری

خواهند کرد و نه از نثار جان دریغ می ورزند و نه از ایثار مال اِبا می کنند. اینان منتظران حقیقی

امام قائم اند که انتظارشان به سر رسیده و قلوبشان در پرتو درخشش خورشید مهدوی

روشنایی یافته است...


پی نوشت: رابطه ی عکس و مطلب با شما...

«باتشکر از مدیریت وبلاگ "نراق تشنه لبیک یا مهدی" که پیشنهاد این پست بودند»

همیشه ی تاریخ...

بسم الله...
سلام دوستان!طاعات و عزاداریتون قبول...

    به سينه هركه تمناي كربلا دارد!!

           هميشه در دل خود روضه اي به پادارد!!

    !!كسي كه عشق تو دارد دگرچه كم دارد

                    بدون عشق تو عالم كجا بها دارد!!

                    

         ...     تو زیارت وارث می خونیم

  اَلسَّلامُ علیکَ یا وارث آدمَ صفوه الله
(حسین علیه السلام وارث کرامت و شفاعت آدم است...)
  السَّلامُ علیکَ یا ابراهیم خلیل الله
(حسین علیه السلام وارث خُلّت و دوستی خالصانه ی او با خداست...)  
 
    
       پس حسین وارث اوصاف انبیاء، وارث اخلاق انبیا و وارث آنچه انان برای

انسان
های پیشین و
پسین نهاده اند، بود و هست و خواهد بود. و آن گاه

مه نام اورابرزبان می آوریم حکایتِ«چون که
صدآمد نود هم پیش ماست»

می شود، این است که عطر پیام حسین برای هر عصر و نسلی،تازه و

طراوت آفرین است؛ پیامی به وسعت تاریخ و حرکت انبیا:«آزاد باشید و آزادگی

پیشه کنیدو تنها بندگی حق را پذیرا گردید»  
    
      اکنون که حسین علیه السلام تداوم نبوت و رسالت است باید تاریخی از

نو
نگاشت و برای آن مقدمه ای دیگر آورد و در سطر پایان چنین روایت کرد: 
   «...و اما حسین بن علی علیه السلام نیز علیه نادرستی، ناجوانمردی،

دین ستیزیو ...قیام کرد...» 
   

      و اما پسر فاطمه  سلام الله علیهاتنها نبود در این حرکت جاودانه.آری

 شیر زنانی
که از سالها پیش مهد پرورش و تربیت یاران حسین علیه

السلام بودند تا الفبای
عشق و ولایت را در گوش طفلانشان هجی کنند

و آنانی را که پس از واقعه ی
جانسوز و درس آموز ،بر منبرهای حماسه

نشستند تا تصویر کربلاو کربلاییان را
بر قلب عالمیان نقش ببندند... 
        
    
      
    قبل از کربلاییان باید از فاطمه گفت؛ فاطمه ای که نور آسمانی اش در

سیمای حسین درخشید
و او را
جاودانه تاریخ بشریت کرد.     
           
     
    و زینب را که شیدای ولایت بود و شیفته ی امامت، باید دید. باید از زینب

سلام الله گفت و
از انقلابی که او بر پانمود...
 
       
    راستی!پیامبر فرمودند:"بهشت زیر پای مادران است" آیا این شامل مادران

شمر،یزید و ابن ملجم و... دیگر
خبیثان عالَم می شود؟؟!!
...

           
 
   پس والدین عزیز باید بیش از همه هوشیار باشید...   




 
فرات شرمنده ترین رود جهان است ...   
         باید این مشک را پر آب کنی که لبان تشنه ی رقیه به لبخند گشوده

خواهد شد و نگاه رباب 
به سپاس از تو به اشک میهمان خواهد گردید که

جرعه ای آب،کام تشنه ی علی اصغر را آرام خواهد
کرد، می دانم،نادانند

آنان که برای تو امان نامه از این زیاد می آورند؛ نمی دانند که تو برای
امان

امت از
ظلمت بیداد آمده ای! و تو چه نیازی به فرات داری! تو که هرگاه تشنه

بود،جز به گشایش
چشمه معرفت
سیراب نگشتی.این دو بازوی حیدری

را به آستان حضرت دوست هدیه کن تا دریابند ستاره روشن در تیرگی

ها، وجود توست!... 



 

 
دل سودا زده ام ناله و فریاد کند     هر زمان یاد غم سید سجاد کند
     مگر گریه می تواند زخم نامه هایت را شرح دهد؟! تو که حتی شهادتت

با حوادث کربلا جاری بود و سخت ترین روز زندگی
ات را نظاره می کردی!

تو که کربلا یعنی،تفسیر «صحیفه» ی دلت!...  
    
       و تو چه کردی در مقابل این همه ناجوانمردی؟! فانوس های معرفت

را در کوچه های تنگ و تاریک
و اعتقادات آویختی و دین حقیقی خداوند

و سنت واقعی رسول خدا را فریاد زدی و در مسیر خویش جریان دادی!...


   
خون دل نوشت:
   
         بگذار بسته بمانند، تمام جاده ها،تمام رودها،تمام راه های منتهی به دنیا؛ وقتی که

قاسم علیه السلام فرصتی برای بستن بندهای نعلینش نمی یابد! وقتی که علی اصغر

علیه السلام تبسم خونینش را به آسمان هدیه می کند! وقتی که عرش،به بال های

سپید عباس غبطه می خورد!وقتی که آب، برای ارباب، غمبارترین سخن دنیا می شود!

آب را ببندید! چه باک!...ما با حسین علیه السلام می مانیم!...ان شائ الله...

مکتب عاشورا،درس ها و عبرتها و مسولیت های ما...

بسم الله...


راستی آیا

کودکان کربلا،تکلیفشان تنها

دائماً تکرار مشق آب!آب!

مشق «بابا آب» بود؟!...


 

 
هر دم به گوشم مي‌رسد ، آواي زنگ قافله

اين قافله تا کربلا ديگر ندارد فاصله

يک زن ميان محملي،اندر غم و تاب و تب است

اين زن صدايش آشناست،اي واي من !او زينب است...

(مطیع امر ولی)

.

.

. 


  کربلا صحنه ی آزمون رابطه امام و امت

       رابطه ی میان امام و امت را در صحنه ی کربلا خیلی خوب

می توانیم ببینیم.

      مثل قصه ی زهیر بن قین که وقتی موضوع برایش توجیه

می شود، بر می گردد و از همان جا اعلام می کند که من

می خواهم بروم و در رکاب امام شهید شوم.


     افراد را می بینم که نسبت نزدیکی و دوریشان از امام؛و

تبعیت و عدم تبعیتشان
از ایشان، آینده شان قابل تحلیل است

و به همان نسبت نتیجه می گیرند؛ از آن
فردی گرفته که هر چند

امام را بعنوان دوست و فردصالح قبول دارد،ولی به
عنوان امام

به او اعتقاد ندارد مثل عبدالله ابن عباس و محمد بن حنفیه

سرنوشت آنها را می بینیم که کجا می رسد و به خواری و درد

سرها می افتند.



تا افرادی که اوج عناد را با امام داشتند مثل عمر و بن حجاج و

شمربن ذی الجوشن و عمربن سعد؛ و این خود موضوع یک


بررسی است که ما ببینیم واقعا اعتقاد به امامت به عنوان

یک اعتقاد شیعی
در تکوین مسائل اجتماعی و تعیین سرنوشت

افراد
و سعادت و شقاوت انها چقدر تاثیر داشته است وتقیّد

واعتقاد نسبت به امامت و رهبری جامعه و ابعاد و انواع آن امری

است که بر دشمن در کربلا تجربه شده و نتیجه اش  در برابر ما

تابلو شده و ما اکنون براحتی می توانیم تشخیص دهیم که نحوه

ی ارتباط
ما با امامت چه نتایجی را می تواند برای ما به دنبال

داشته باشد.

      امروزه هم ما حرکت سید الشهدا را نباید در شکل خاص

شیعی طرح کنیم بلکه بایدآن را در مسئله ی کلی جهان اسلام

تلقی کنیم که این خود مبنای یک حرکت تقریبی بین شیعه و

اهل سنت می شود.

*اگر نکته ای هم در این خصوص دارید،استفاده خواهیم کرد...


"باتشکر از سایت www.sayyedali.comکه مطلب حقیر رو قابل دونستین"

دل نوشت: هرکه شد از سر اخلاص عزادار حسین*** نام او ثبت نمایند به طومار حسین


ادامه نوشته