مکتب عاشورا،درس ها و عبرتها و مسولیت های ما...
هر دم به گوشم ميرسد ، آواي زنگ قافله
اين قافله تا کربلا ديگر ندارد فاصله
يک زن ميان محملي،اندر غم و تاب و تب است
اين زن صدايش آشناست،اي واي من !او زينب است...
(مطیع امر ولی)
.
.
.
کربلا صحنه ی آزمون رابطه امام و امت
رابطه ی میان امام و امت را در صحنه ی کربلا خیلی خوب می توانیم ببینیم.
مثل قصه ی زهیر بن قین که وقتی موضوع برایش توجیه می شود، بر می گردد
و از همان جا اعلام می کند که من می خواهم بروم و در رکاب امام شهید شوم.
از ایشان، آینده شان قابل تحلیل است و به همان نسبت نتیجه می گیرند؛ از آن
فردی گرفته که هر چند امام را بعنوان دوست و فردصالح قبول دارد،ولی به
عنوان امام به او اعتقاد ندارد مثل عبدالله ابن عباس و محمد بن حنفیه. سرنوشت
آنها را می بینیم که کجا می رسد و به خواری و درد سرها می افتند.تا افرادی که
اوج عناد را با امام داشتند مثل عمر و بن حجاج و شمربن ذی الجوشن و عمربن سعد؛
و این خود موضوع یک بررسی است که ما ببینیم واقعا اعتقاد به امامت به عنوان
یک اعتقاد شیعی در تکوین مسائل اجتماعی و تعیین سرنوشت افراد و سعادت
و شقاوت انها چقدر تاثیر داشته است وتقیّد واعتقاد نسبت به امامت و رهبری جامعه
و ابعاد و انواع آن امری است که بر دشمن در کربلا تجربه شده و نتیجه اش
در برابر ما تابلو شده و ما اکنون براحتی می توانیم تشخیص دهیم که نحوه ی ارتباط
ما با امامت چه نتایجی را می تواند برای ما به دنبال داشته باشد.
امروزه هم ما حرکت سید الشهدا را نباید در شکل خاص شیعی طرح کنیم بلکه باید
آن را در مسئله ی کلی جهان اسلام تلقی کنیم که این خود مبنای یک حرکت تقریبی
بین شیعه و اهل سنت می شود.
*اگر نکته ای هم در این خصوص دارید،استفاده خواهیم کرد...
دل نوشت: هرکه شد از سر اخلاص عزادار حسین*** نام او ثبت نمایند به طومار حسین
پ.ن: به احترام حلول این ماه ،شعریست در ادامه مطلب تقدیم حضورتان می گردد...
«دوستان تو این شبا خیلی التماس دعا»
بسم الله...
سلام من به محرم،محرم گل زهرا به لطمه های ملائک،به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم،به تشنگی عجیبش به بوی سیب زمینِ غم و حسین غریبش
سلام من به محرم؛به غصه و غم مهدی به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مهدی
سلام من به محرم،به کربلا و جلالش به لحظه های پر از حزن غرق درد و ملالش
سلام من به محرم،به حال خسته ی زینب به بی نهایت داغ دل شکستهی زینب
سلام من به محرم، به دست و مشک ابوالفضل به ناامیدی سقا، به سوز اشک ابوالفضل
سلام من به محرم،به قد و قامت اکبر به کام خشکِ اذان گوی زیر نیزه و خنجر
سلام من به محرم،به دست و بازوی قاسم به شوق شهادت،حنای گیسوی قاسم
سلام من به محرم،به گاهواره ی اصغر به اشک خجلت شاه و گلوی پاره ی اصغر
سلام من به محرم،به اضطراب سکینه به آن ملیکه،که رویش ندیده چشم مدینه
سلام من به محرم،به عاشقی زهیرش به بازگشتن حرّوعروج ختم به خیرش
سلام من به محرم،به مسلم و به حبیبش به روی سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیبش
سلام من به محرم،به زنگ محمل زینب به پاره پاره تن بی سرِمقابل زینب
سلام من به محرم،به شور و حال عیانش سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش...
ارباب...دریاب...آقاجون! اشک محرم روزیمون کن
«بسم الله الرحمن الرحیم»